سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

137

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

بزرگتر ديده‌ايد ؟ فرشته اى از آسمان ندا داد كه : ثواب يك تسبيح از آنچه ديديد بزرگتر وبرتر است . 5 - ياسر خادم گويد : از امام رضا عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : وحشتناكترين آنچه بر اين مردم است در سه موقف است : روزى كه به دنيا مىآيد واز شكم مادرش بيرون مىآيد ودنيا را مىبيند وروزى كه مىميرد وآخرت واهلش را مشاهده مىكند وروزى كه برانگيخته مىشود واحكامى را كه در دنيا نديده است مىبيند . وخداوند بر يحيى در اين سه موقف سلام كرده ووحشت وهراسش را ، ايمنى بخشيده وفرموده « وسلام بر أو روز ميلادش وروز مرگش وروزى كه زنده برانيگخته مىشود » وعيسى بن مريم بر خودش در اين سه موقف سلام كرده وفرموده « وسلام بر من روز ميلادم وروز مرگم وروزى كه زنده برانگيخته مىشوم » . 6 - امام صادق عليه السّلام فرمود : حواريون عيسى عليه السّلام ، شيعيان أو بودند وشيعيان ما حواريون مايند وحواريون عيسى نسبت به أو مطيعتر از حواريون ما نسبت به ما نبودند ، چرا كه عيسى به حواريون گفت : « چه كسى براي خدا ، از ياران من است ، حواريون گفتند ماييم ياران خدا » اما نه به خدا سوگند أو را در برابر يهود يارى نكردند ودر راه أو نجنگيدند ، ولى شيعيان ما به خدا سوگند پيوسته از زماني كه خدا عزّ ذكره پيامبرش را قبض روح نمود ، ما را يارى كردند ودر راه ما جنگيدند وسوزانده شدند وشكنجه شدند ودر شهرها آواره گشتند ، خداوند از طرف ما به آنان جزاى خير دهد . 7 - امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : عيسى بن مريم به همراه سه نفر از يارانش براي بعضي حوائجش حركت كرد در بين راه به سه خشت طلا برخورد نمود ، پس حضرت عيسى عليه السّلام به يارانش فرمود : اين خشتهاى طلا مردم را به كشتن مىدهند ، سپس رد شد . يكى از آنان گفت : مرا حاجتي است وبرگشت وبعد ، آن دو نفر نيز به بهانه اى بازگشتند وهر سه بر سر خشتهاى طلا به هم رسيدند . دو نفر از آنها به نفر سومى گفتند : براي ما خوراكى بخر . پس أو رفت وبرايشان خوراكى خريد ودر آن زهر ريخت تا آن دو را بكشد كه در طلاها با أو شريك نشوند . آن دو هم با يك ديگر توافق كردند كه وقتي أو آمد أو را مىكشيم تا با ما شريك نگردد . هنگامى كه أو رسيد ، آن دو برخاستتند وأو را كشتند سپس آن خوراك زهرآلود را خوردند ومردند .